دفراز از زندگی آیت الله مرعشی

معرفت

دو فراز از زندگی عالم ربانی و مرجع تقلید بزرگ جهان تشیع ، حضرت آیت الله العظمی سیدشهاب الدین مرعشی نجفی که مطالعه آنها در کنار هم و دقت در سبک زندگی چنین فرد باعظمتی بزرگترین درس زندگی برای ماست (ادمین)

1) زماني كه ما در نجف اشرف به تحصيل اشتغال داشتيم، گاهي ميشد كه تا 40 روز اصلاً گوشت گيرمان نمي آمد بخوريم، خوب آقازاده هم بوديم و رويمان نمي شد برويم پيش اعلام و بزرگان آن ‌وقت و دست دراز كنيم. گاهي آن‌قدر سرگرم درس بوديم كه تا 24 ساعت گرسنه مي مانديم، ولي اصلاً توجه به اين مسايل نداشتيم. آن‌زمان در مدرسه قوام در نزديكي‌هاي صحن مطهر حضرت اميرالمؤمنين عليه‌السلام در نجف‌اشرف به تحصيل اشتغال داشتم، با مرحوم آيةالله حاج سيدابوالقاسم ارسنجاني شيرازي كه از علماي بزرگ شيراز بودند، هم‌حجره بودم. ما گاهي گرسنه مي شديم و هيچ‌چيز نداشتيم بخوريم. بعضي از اعيان و اشراف آن‌روز هم فرزندان خود را مي فرستادند به نجف اشرف كه درس بخوانند، ولي اين‌ها معمولاً مي آمدند و درس نمي خواندند و آش و پلويي راه مي انداختند و عدهاي هم از افرادي كه دنبال دنيا بودند، دور اين‌ها را مي گرفتند و ارتزاق ميكردند.
گاهي اين‌ها كاهوي زيادي ميخريدند و مي آمدند در كنار حوض و برگ‌هاي زيادي را ميريختند در حاشيه حوض و ساقه هاي وسطش را مي بردند و مي خوردند. من و آن رفيق هم‌حجره ام با هم مي رفتيم اين برگ‌هاي اضافي كاهوها را مخفيانه جمع مي كرديم و با آن‌ها سد جوع مي كرديم و هيچ‌گاه هم به خودمان اجازه نمي داديم كه براي كسي بازگو كنيم، ولي آني از تحصيل و تدريس غافل نبوديم.

2) من خيلي بارم سبك است و هيچ نگراني ندارم، تنها يك چيز مرا زجر مي دهد و آن اين است كه مي ترسم در ايام زندگيم نوشته يا صحبت‌هاي من در هر موردي باعث شده باشد كه حقي ناحق شود، يا در همسايگي ما گرسنه اي بوده باشد و ما غذاي سير خورده باشيم كه والله و بالله و تالله اگر چنين چيزي بوده، من آگاهي نداشته ام.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی